مساجدي كه در سراسر كشور ساخته ميشود (جز تعدادي محدود)، حتي قابل مقايسه با بناهاي درجه دوم دوران گذشته نيست. تعداد زيادي از اين مساجد حتي از تفكيك، مصالح جديد و هنرهاي معاصر نيز بيبهرهاند.
گسستگي طولاني در تداوم معماري، نبود امکان انتقال تجربه معماران گذشته، آموزش ضعيف و درك نادرست مفاهيم سنت و مدرنيته (همچون ساير هنرها) در شكل گيري معماري نابسامان كنوني مساجد ايران دخيل است.
حسين سلطان زاده، عضو هيات امنا و دبير كميته گراميداشت معماري مساجد با بيان اين مطلب افزود:« گسترش كاركرد مساجد (بر خلاف بناهاي مذهبي ديگر اديان)، اين بنا را به عنوان مبدا و در عين حال مجمع مسلمانان براي حل و فصل امور جاري قرار داد و بدين لحاظ طي صدها سال، توجه حاكمان و اقبال مردم، جايگاه ويژهاي براي آن در حيث اجتماعي رقم زده است.»
وي تصريح كرد:« اشتياق هنرمندان براي نشان دادن هنر و خلاقيت خود در بناي مساجد، به خلق شاهكارهاي هنر معماري در طول تاريخ ايران منجر شد كه تعالي آن را ميتوان در مساجد سلجوقي، ايلخاني، تيموري، صفوي و تا حدودي قاجاريه مشاهده كرد.»
به گفته وي، در عصر حاضر، هيچ يك از مساجدي كه در سرتاسر كشور ساخته ميشود (جز تعدادي محدود)، حتي قابل مقايسه با بناهاي درجه دوم دوران گذشته نيست. تعداد زيادي از اين مساجد حتي از تفكيك، مصالح جديد و هنرهاي معاصر نيز بيبهرهاند.
گسستگي طولاني در تداوم معماري، نبود امکان انتقال تجربه معماران گذشته، آموزش ضعيف و نبود توانايي در درك مفاهيم سنت و مدرنيته (همچون ساير هنرها) چنانچه اين معمار معتقد است دامان معماري مساجد را نيز گرفته است. تقليد نادرست از معماري گذشته، هرگونه روند خلاقيت و تعالي تفكر را در معماري مساجد سلب كرده و بستر غني فرهنگ معماري ايران نيز نتوانسته است، الگوي مناسب براي خلاقيت و نوآوري فراهم آورد.
از آنجا كه تعداد زيادي از بناهاي عمومي را مساجد تشكيل ميدهند،امروزه بازنگري در عملكردها، ساماندهي ساختوساز و نظارت مستمر بر طرح و اجراي اين بناها به شدت مورد نياز است.از طرفي معماري مساجد احتياج به بينش و آگاهي هنرمندانه و معماري از اصول مكتب و ارزشهاي والاي آن دارد زيرا علاوه بر درك هنري، شناخت معماران از يگانگي وجود و حفظ كرامت انسان (خليفهالله) است كه ميتواند مساجدي ماندگار را به وجود آورد.
در سدههاي بسيار، معماري و مهندسي ما با عناصر 4 گانه آب، باد، خاك و آتش، همخواني و همنشيني بسيار داشته است، خاك كه عنصر اصلي معماري است، در فرم و شكلهايي مانند طاق، گنبد، ديوارهها، فضاهاي معماري اصلي ما را ساختهاند. آتش، كه در جايجاي ميهن ما، ايرانزمين، به نشانه احترام به فروزش آن آتشكدههاي بيشماري را بنا كردهاند و باد كه با ساختن بادگيرهاي كويري كه در زير تابش بيامان نور خورشيد كوير، گرماي طاقتگير را به آرامش كشيدهاند، شرح آنها داستانهاي طول و درازي دارند كه بايد هر يك در طي گفتار و نوشتاري طولاني و با حوصله بسيار به زبان و قلم در آيند. در اين يادداشت كه در مورد پلهاي ايراني است فرصت پرداختن به آنها نيست، اما آب، اين شوينده و پاككننده كه مظهري است از تضادها، آرامش و صفا، غرش و توفندگي، آباداني و سرسبزي، داستاني ديگر دارد كه در بحث پلها (بهويژه پلهاي زندگي به تعبيري) اهميت بسيار مييابد.
چه چيز بيشتر از آب، در عطش سوزان سرزمين كوير ميتواند گرامي باشد. روان و جاري، خنك و آرامشبخش، شوينده و توفنده.
آب در بركهها و آبگيرها، پاكي و زلالي و در رودها پويندگي و حركت، جنبش و جهندگي و در دشتها، سرسبزي و خرمي را به محيط زيست انسانها ارمغان ميدارد.
با اين تعبير وقتي كه آب را ميستاييم و آن را از عناصر چهار گانه زندگاني و زندگي بخش ميدانيم آيا براي عبور از روي آن بايد به ساختن پل آن هم به شكل كنوني آنها بسنده كنيم؟
ايراني، پلسازي را با ستايش آب آميخته است. اگر به سالهاي ديرين برگرديم، پل در ايران، فرم و شكل نماد گونهاي را پيدا ميكند كه در آتشكدهها و بعدها در بادگيرها و گنبدهاي خشتي، اين فرم تجلي يافتهاند.
پل در ايران يك نماد معمارانه است. همانطور كه بادگير، همانگونه كه آتشكده و طاق و گنبد چنين هستند و بدينگونه در سرزمين ما ايران، پلسازي از ديرباز با معماري آميخته است. از ديرباز و از زمان پارتها، هخامنشها، ساسانيها ك با نام پلدخترها و بندها و در چند قرن اخير سي و سه پل خواجو شناخته شدهاند.
وقتي كه قرار شد چهار باغ كه به احترام و صفاي 4 فصل سال بنا نهاده شده بود به سوي ديگر زايندهرود بهپيوندد، نه تنها نميتوانست از معماري زاينده عصر خود، صفاي چهارباغ و آرامش زيباشناختي نقش جهان و بازار قيصريه فاصله بگيرد، بلكه بايد اين همه، جلوههاي هنر و زيبايي و معماري را با خود به آن سوي رود همراه ببرد. بدين علت درمييابيم كه چگونه سيوسهپل، صفاي چهارباغ را و پلخواجو، صلابت و لطافت نقشجهان و مسجد شاه و چهلستون و بازار را به آن سوي پل، با زيبايي و همنواختي تحسين برانگيز،
پل شيشه اي يا آسمان نورد گراند کانيون يا Grand Canyon Skywalk يک جاذبه توريستي است که در 20 مارس 2007 کار آن به اتمام رسيد و در 28 مارس براي بازديد عموم آماده شد. اين پل بر فراز رود خانه کلرادو ، در لبه دره گراند کانيون ايالت آريزوناي آمريکا قرار گرفته است. بليط ورودي آن 25 دلار است.
بوميان محلي منطقه مالکان اصلي اين ساختمان هستند. اين پل شکل نعل اسبي دارد و 1200 متر از سطح زمين فاصله دارد ،ارتفاعي که بلندترين آسمانخراشهاي دنيا را تحت الشعاع قرار ميدهد. لبه آن 20 متر فاصله افقي از کناره زمين دارد. ديواره ها و کف آن از شيشه اي به ضخامت 10 سانتيمتر ساخته شده است. اين پل ميتواند 7 تن وزن را تحمل کند ، يعني در آن واحد 800 فرد 80 کيلوگرمي ميتوانند بر روي آن بروند. البته تنها اجازه داده ميشود 120 توريست در يک زمان بر روي آن بروند.
اين پل بسيار محکم ساخته شده و طوري طراحي شده که در نتيجه باد و راه رفتن مردم ، ارتعاش نداشته باشد. اين بنا ميتواند در برابر بادي با سرعت 100 مايل در ساعت مقاومت کند و يک زلزله 8 ريشتري را تاب بياورد. ساخت اين آسمان نورد در مارس 2004 شروع شد و مجموعا 40 ميليون دلار هزينه صرف آن شد.
البته مجموعه آسماننورد گراندکانيون ، ساختمانهاي ديگري هم دارد : موزه ، سينما تئاتر ، سالن تشريفات ، فروشگاه و چندين رستوران. در انتهاي اين بنا ، کافهاي قرار دارد که مسافران ميتوانند در آنجا در فضاي آزاد غذا بخورند.
يک بازرگان اهل لاس وگاس به نام ديويد جين در ازاي دريافت قسمتي از سود آسماننورد ، در تأمين هزينه اين بنا مشارکت داشته است. اين پل ، تنها قسمتي از يک پروژه بزرگ است که در آينده تکميل خواهد شد.
ساخت اين بنا در ميان ساکنان محلي موافقان و مخالفاني داشته است ،مخالفان اين طرح اين پل را يک بناي بر هم زننده ظاهر طبيعي گراندکانيون ميدانند و موافقان آن را فرصتي براي مبارزه با فقر و بيکاري و الکليسم گسترده ارزيابي کردهاند.
هر ساله 4.5 ميليون نفر از گراند کانيون بازديد ميکنند و سازنئگان اين آسماننورد اميدوارند سالانه 200 هزار نفر را جذب کنند. امکاناتي همچون برگزاري مراسم ازدواج و پرش از ارتفاع هم در آسماننورد مهيا خواهد شد.
بقيه عکسها در ادامه مطلب...
::
نظير (مساجد ، مدارس ، آب انبارها ، و حسينيه ها ) ولي بناهاي يخچالهاي قديمي ، غريب ترين عناصري معماري هستند كه با ايجاد يخچالهاي برقي تقريبا به بوته فراموشي سپرده شده اند .
در وجود يخچالها كه روزگاري در قلب تابستانهاي داغ وسوزان ، خنكاي آب گوارا را به درون خانه مي كشاند ، رمز و رازي وجود دارد كه حكايت از معجزه فروتنانه خشت خام و دستهاي پرتوان معمار فرزانه اي مي كند تا عشق خدمت به خلق را در شاهكار معماري كوير به عرصه ظهور برساند .
در حال حاضر تعداد معدودي از اين يخچالها باقي مانده است كه در اينجا سعي شده تا به ويژگي معماري و عملكرد خاص آن در ناحيه كويري پرداخته شود .
از پيشينه تاريخي يخچالها تا دوره صفويه اطلاعاتي در دست نيست . تنها در سفرنامه دكتر جان فراير در قرن يازدهم اشاره مي كند كه « در اين زمان ذخيره ساختن يخ ؛رسمي متداول و ديرين سال شمرده مي شود و امكان آن مي رود كه همراه با مغولان وارد ايران گرديده است . همچنين شاردن، دورنمايي از شهر كاشان را درسفرنامه خود به تصوير مي كشد و يخچالهاي اين شهر را در بيرون از قلعه و برج وباروي شهر نشان داده است . و به معماري يخچالها در اصفهان اشاراتي كرده است .
| ||||||||||||
سند هزار ساله معماری
مسجد جامع اصفهان هزار سال تحول و تطور معماری ایران را از سده های نخستین اسلا می تا دوران معا صر باز می تا با ند

ایستگاه قطار TGV،لیون،فرانسه(1994-1989)
قطار
در سال 1989 مسابقه بین المللی محدودی بین معماران داخلی و خارجی برگذار شد که کالاتراوا برنده اول مسابقه شد.
هدفهای کلی پروژه:گسترش تجارت از طریق بهسازی حمل و نقل و ساخت ایستگاه قطاری نمادین که مانند نشانه شهری عمل کند.
نمادی که کالاتراوا طراحی کرد تشبیهی از حرکت و پرواز بود.برای حرکت کردن انحنای سازه ها در سقف سکوهای پرواز حس حرکت را به بیننده القا می کند و برای پرواز کردن بالها و پرها را توصیف می کند.بطوریکه مانند پرنده در حال بلند شدن می باشد.
او از یک هندسه شکسته در تمام سطوح برای حس حرکت و پرواز استفاده کرد.این پروژه شامل دو بخش کلی می باشد:
1.ساختمان اصلی ایستگاه قطار(30 کیلومتری جنوب فرودگاه لیون)
2.سکوهای حرکت و راهروی ارتباطی بین ایستگاه قطار و فرودگاه مجاور که همان فرودگاه شهر لیون می باشد.
ابعاد سالن ایستگاه:طول 130 متر،عرض 100 مترو ارتفاع 39متر.سالن ایستگاه که ریلها(دارای چهارریل می باشد که دو ریل مرکزی مخصوص قطارهای سریع بدون توقف و دو ریل دیگر برای ارتباط منطقه ای تا مرکز شهر لیون)آن را بهبه دو قسمت مساوی و متقارن تقسیم نموده است ؛راهروی 450 متری سر پوشیده که سکوهای راه آهن در آن قرار دارد و از یک گالری با 180 متر طول که با فولاد پوشیده شوده است به فرودگاه مجاور متصل می باشد و از این گالری راهرویی به پارکینگ شبانه متصل می شود.
در ضلع غربی سالن،شامل چندین پارکینگ و محوطه زیر زمین و ایستگاههای اتوبوس و تاکسی می باشد.در ضلع شرقی سالن، زیر زمین شامل امکانات کارکنان و بخش تحویل کالا؛طبقه همکف شامل محل اجتماعات و فروش بلیط و سایر خدمات راه آهن؛نیم طبقه شامل دفاتر رئیس ایستگاه راه آهن و رئیس پلیس راه آهن و در طبقه آخر یک رستورانکه تا تراس قرار گرفته قرار دارد.
سقف سالن ایستگاه توسط چهار تیر منحنی شکل که دو تیر مرکزی و دو تیر دیگر که در امتداد که 100 مترنماهای شمالی و جنوبی را تشکیل می دهند،که توسط یک پایه بتنی در غرب تحمل می شود و در قسمت شرقی دو تیر خارجی هسته بتنی را در بر می گیرد.


